با الهام از مقاله « وِرد الفرج من القرآن العظيم » نوشتـــهی: دکتر عبدالرحمن البرّ
به نام خداوند رحمتگستر مهربان
مقدّمهٔ مترجم
زندگیِ انسان، از آغاز آفرینش تا امروز، همواره در مدار ابتلاء چرخیده است؛ گویی تقدیر الهی، رنج را همچون رشتهای پنهان در تار و پود هستی نهاده تا آدمی در مسیر رشد، از آن عبور کند و به مرتبهای بالاتر از آگاهی و حضور برسد. جهان امروز، با همهی پیشرفتهایش، این حقیقت را نهتنها کمرنگ نکرده، بلکه آن را آشکارتر ساخته است؛ زیرا انسان معاصر، در میان هیاهوی تکنولوژی و شتاب زندگی، بیش از هر زمان دیگر، با اضطرابها، بیمها و بحرانهایی روبهروست که روح او را به لرزه میافکنند و او را به جستوجوی معنایی ژرفتر از زیستن وامیدارند.
قرآن کریم، این کتاب هدایت و تربیت، از همان آغاز، حقیقتی بنیادین را پیش روی انسان مینهد:
﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ﴾
این آیه، نه صرفاً گزارشی از وضعیت انسان، بلکه دعوتی است به فهم حکمت رنج؛ اینکه سختی، دروازهٔ گشایش است و ابتلاء، مقدمهٔ تعالی. انسان در رنج آفریده شده است تا در مسیر عبور از آن، به توکل، دعا، فروتنی و حضور برسد؛ و این همان مدرسهٔ تربیت الهی است که قرآن، با ظرافتی بیبدیل، آن را بنا نهاده است.
سلف صالح، وارثان بصیرت نبوی، با نگاه ژرف و تدبری پیوسته، از دل آیات الهی اورادی استخراج کردهاند که نه تنها ذکرهایی شفابخش، بلکه «نقشهٔ راه تربیت روح» هستند. این اوراد، چراغهاییاند که خداوند در مسیر انسان نهاده تا در تاریکیهای ابتلاء، راه را گم نکند؛ کلماتی که اگر در جان بنشینند، انسان را از اضطراب به آرامش، از ترس به توکل، و از غفلت به حضور میرسانند. ذکر، در نگاه آنان، نه صرفاً تکرار الفاظ، بلکه تمرین زیستن با خداست؛ تمرین دیدن دست رحمت او در میان طوفانها.
در این میان، روایت ژرف و تکاندهندهٔ امام جعفر صادق علیهالسلام، افقی تازه بر این مسیر میگشاید:
«پنج ابتلاء، پنج غفلت، پنج راه نجات.»
هر ابتلاء، زخمی است بر پیکر انسان؛ و هر ذکر، مرهمی است بر جان او. این پنج ذکر، پنج پل عبورند؛ پنج کلید برای گشودن درهای رحمت؛ پنج راه برای رسیدن از تنگنای دنیا به فراخی آرامش الهی. این روایت، نه تنها آموزهای اخلاقی، بلکه طرحی تربیتی است برای ساختن روحی مقاوم، امیدوار و متوکل.
مقالهٔ ارزشمند دکتر عبدالرحمن البر، با نگاهی تربیتی، روانشناختی و قرآنی، همین پنج راه را میکاود و نشان میدهد که چگونه میتوان این اوراد را از سطح تلاوت به سطح تربیت رساند؛ چگونه میتوان آنها را در جان کودکان و نوجوانان کاشت تا نسلهایی تربیت شوند که در بحرانها، به جای فروپاشی، به خدا پناه ببرند؛ نسلهایی که در رنج، دعا کنند؛ در ترس، توکل پیشه سازند؛ در نعمت، فروتنی بیاموزند؛ و در تاریکی، نور توحید را بجویند. این نگاه، تربیت ایمانی را از قالب توصیههای اخلاقی بیرون میآورد و آن را به برنامهای عملی برای ساختن شخصیت تبدیل میکند.
این مقدمه، دعوتی است برای ورود به جهانی که در آن، دعا تنها زمزمهای بر زبان نیست؛ تربیت روح است. ذکر، تنها کلمه نیست؛ راه است. ابتلاء، تنها رنج نیست؛ فرصت گشایش است. و انسان، تنها موجودی گرفتار نیست؛ مسافری است که خداوند برای او چراغهایی نهاده تا در طوفان، مسیر آرامش را بیابد. هرکس این اوراد را با حضور دل بخواند، در مییابد که خداوند، در پس هر سختی، دری از رحمت نهاده است؛ و هرکس این کلمات را در جان نسلهای آینده بکارد، چراغهایی در دل آنان میافروزد که در تاریکیهای زندگی خاموش نخواهد شد.
امید دارم این ترجمه، پلی باشد میان دلهای خسته و آیات شفابخش قرآن؛ و چراغی برای هر خوانندهای که در مسیر زندگی، به دنبال گشایشی الهی است؛ چراغی که نه تنها راه را روشن کند، بلکه دل را نیز آرام سازد و روح را به مقام توکل و امید برساند.
حمزه خانبیگی
اشنویه – شهر گیلاس
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
زمزمهی آرامش در طوفان ابتلاء
زندگی، صحنهایست آمیخته با دشواریها و بحرانها؛ رنجهایی که نه از بینظمی، بلکه از حکمت آزمونگری این جهان سرچشمه میگیرند؛ ابتلائاتی که خداوند، آنها را امضای خلقت دنیوی قرار داده است.
ابن مبارک از حسن بصری نقل میکند که روزی این آیه را تلاوت کرد:
﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ﴾ (بلد / ۴)
«بیگمان انسان را در رنج و سختی آفریدیم.»
و گفت:
«آفریدهای را نمیشناسم که چون انسان، با اینهمه سختی و مشقت روبهرو باشد.»
و سعید بن ابیالحسن بصری، برادر حسن، نیز روزی همین آیه را خواند و چنین گفت:
«انسان، در تنگناهای دنیا و شدائد آخرت، رنج میبرد و میکوشد.»
این رنجها، انسان را به آستانهی نیازی عمیق و درونی میرسانند؛ نیازی به نیرویی فراتر از توان جسم، نیازی به مدد روحانی و معنوی، و پناهی از سوی پروردگار مهربان و صاحب قدرت مطلق.
و اینجاست که قرآن کریم، همچون چراغی در ظلمت، دست اهل تدبُّر را میگیرد و آنان را به سرچشمههایی از آرامش و قدرت روحی رهنمون میسازد؛ سرچشمههایی که سلف صالح، با نگاهی عمیق ودقیق، از دل آیات الهی استخراج کردهاند؛ أذکاری نورانی، که میتوان آن را «وِرد و دعای گشایش» نامید؛ أوراد قرآنی، که اهل توفیق، باید بر آن مداومت ورزند، تا دل را قوت بخشند، جان را آرام سازند، و در طوفان ابتلاء، به ساحل اطمینان برسند.
شگفتیهای صادق آل محمد (رض)
پنج ابتلاء، پنج غفلت، پنج راه نجات
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمود:
«شگفتا از انسانی که در پنج عرصهی بلا گرفتار میشود، اما از پنج کلید گشایش غافل میماند؛ پنج ذکر الهی، پنج نجاتبخش ربّانی، که هر یک دری به سوی رحمت و رهایی میگشاید:
۱. رنج و بیماری
شگفتا از آنکه در زخم درد و ابتلاء میسوزد، اما فراموش میکند که زمزمه کند:
﴿رَبِّ إِنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾ ( انبیاء، آیه ۸۳)
«پروردگارا، مرا رنج و سختی فرا گرفته، و تو مهربانترین مهربانانی.»
در حالی که خداوند فرموده است:
﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ﴾ ( انبیاء؛ آیه ۸۴)
«پس دعای او را پذیرفتیم، و آنچه از رنج و آسیب بر او بود، برطرف ساختیم.»
به کودکان و نوجوانان بیاموزیم که :
• دعا، ابزار نجات است؛نه فقط در آسایش، بلکه در سختیها.
• تربیت ایمانی یعنی پرورش روحی که در بحرانها، به جای فروپاشی، به خدا پناه میبرد.
این آیه را چون چراغی در دلهای خسته ودرمانده بیافروزیم؛ تا بدانند که حتی پیامبران نیز رنج کشیدند، اما با دعا، رستگار شدند.
۲. اندوه و غم
شگفتا از آنکه در تاریکی غم فرو رفته، اما غافل است از نوری که در این ندا نهفته است:
﴿لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ( انبیاء، آیه ۸۷)
«معبودی جز تو نیست؛ پاکیات را میستایم؛ بیگمان من از ستمکاران بودم.»
در حالی که خداوند، با رحمت بیکرانش، فرموده است:
﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ﴾ (انبیاء، آیه ۸۸)
«پس دعای او را پذیرفتیم، و او را از اندوه نجات دادیم؛ و اینچنین مؤمنان را نجات میدهیم.»
به کودکان و نوجوانان بیاموزیم که اعتراف به خطا، نشانه ضعف نیست؛ نشانه رشد است.
• دعا، نه فقط برای آسایش، بلکه برای بیداری وجدان و بازگشت به مسیر است.
• تربیت ایمانی یعنی پرورش روحی که در تاریکیها، نور توحید را بجوید.
راز بزرگ این آیه در پایان آن نهفته است:
«وكَذَٰلِكَ نُنجي المُؤمِنين»
یعنی این نجات، فقط برای یونس نبود؛برای هر مؤمنیست که با اخلاص، توبه، و توحید به درگاه خدا پناه ببرد.
در تربیت ایمانی، این آیه را محور قرار دهیم:
• دعا را بیاموزیم، نه فقط به زبان، بلکه با دل.
• توبه را بیاموزیم، نه از سر ترس، بلکه از سر عشق.
• توکل را بیاموزیم، نه در آسایش، بلکه در بحران.
۳. ترس از آسیب و بدی
شگفتا از آنکه از شرّ و خطر میهراسد، اما از گفتن این ذکرِ اعتماد غافل میشود:
﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ﴾ (آلعمران، آیه ۱۷۳)
«خدا ما را بس است و نیکو وکیل و تکیهگاه ماست.»
یعنی: ما به خدا بسنده کردهایم؛نه به قدرت خود، نه به عدد و ابزار، بلکه به آنکه صاحب همهی اسباب است.
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• توکل را جایگزین اضطراب کنیم.
• به کودکان و نوجوانان بیاموزیم که خدا، بهترین تکیهگاه است.
• در برابر تهدیدها، به جای ترس، به ایمان پناه ببریم.
در حالی که خداوند فرموده است:
﴿فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ﴾ (آلعمران، آیه 174)
«پس با نعمتی از جانب خدا و فضل او بازگشتند، در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسید.»
در تربیت ایمانی،این آیه را به نوجوانان بیاموزیم:
• ایمان، سپر در برابر ترس است.
• توکل، راه عبور از تهدیدهاست.
• نتیجهی اعتماد به خدا، نعمت و سلامت است.
این آیه را در دلها بنشانیم، تا نسلهایی تربیت شوند که در برابر فشارها، با ایمان بایستند و با فضل الهی بازگردند.
۴. بیم از مکر و فریب
شگفتا از آنکه نگران است در کاری فریب بخورد یا گرفتار مکر شود، اما فراموش میکند که بگوید:
﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾ (غافر، آیه ۴۴)
«و کار خود را به خدا واگذار میکنم؛ بیگمان خداوند به حال بندگان بیناست.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• تفویض، یعنی واگذاری آگاهانه، نه رها کردن.
• به نوجوان بیاموزیم که خدا، بیناست؛ دردش را میبیند، نیتش را میفهمد.
• توکل و تفویض، مهارتهای زیستن در دنیای پراضطراب امروزند.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلهایی تربیت شوند که در بحرانها،به جای فروپاشی، به خدا پناه ببرند.
در حالی که خداوند فرموده است:
﴿فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا﴾ (غافر،آیه 45)
«پس خدا او را از بدیهای آنچه مکر کردند، حفظ نمود.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• شجاعت در گفتن حق، باید از کودکی تمرین شود.
• به نوجوانان بیاموزیم که خدا، حافظ دلهای مؤمن و حقگوست.
• در برابر مکر و فریب، ایمان و صداقت بهترین سپر است.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که در برابر ظلم،با ایمان بایستد و بداند:خدا خودش حافظ اوست.
۵. ترس از زوال نعمت
شگفتا از آنکه نعمتی یافته، اما از زوال آن بیم دارد، و غافل است از ذکرِ تثبیت نعمت:
﴿مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ﴾ (کهف، آیه ۳۹)
«این همان است که خدا خواست؛ هیچ نیرویی جز به یاری خدا نیست.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• فروتنی در اوج، نشانهی ایمان است.
• به نوجوانان بیاموزیم که قدرت واقعی، از خداست.
• موفقیت بدون یاد خدا، لغزش است نه رشد.
این آیه را در دلها حک کنیم، تا نسلی تربیت شود که در اوج، به جای غرور، شکر کند؛ و بگوید:
«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»
در حالی که خداوند فرموده است:
﴿فَعَسَى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّنْ جَنَّتِكَ﴾ ( کهف، آیه ۴۰)
امید است پروردگارم بهتر از آن باغ، به من عطا کند.
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• مقایسه با دیگران، اگر با ایمان همراه باشد، به امید میرسد نه حسرت.
• به نوجوانان بیاموزیم که خدا، منبع بیپایان نعمتهاست؛ و بهتر از هر باغی را میتواند عطا کند.
• فروتنی در برابر نعمت دیگران، و امید به فضل خدا، نشانهی بلوغ ایمانی است.
این آیه را در دلها بنشانیم،تا نسلی تربیت شود که در فقر، ناامید نشود،و در نعمت دیگران، حسرت نخورد؛ بلکه بگوید:«فَعَسَى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّنْ جَنَّتِكَ»
این أوراد و کلمات، نهتنها چراغی هستند در ظلمت ابتلاء، بلکه نقشهی راهی برای تربیت دل هستند، تقویت توکل، و زیستن با یاد خدا در فراز و فرود زندگی. ذکری برای هر زخم، نوری برای هر تاریکی، و پناهی برای هر اضطراب.
شگفتی حسن بصری از غفلت در گرفتاری
پنج بلا، پنج ذکر، پنج وعدهی نجات
قاضی ابوعلی تنوخی در آغاز کتاب «الفرج بعد الشدة» روایت میکند:
از حسن بصری رحمهالله نقل شده که گفت:
شگفتا از دلدادهی اندوه، که در تنگنای بلا گرفتار آمده، اما از پنج ذکرِ نجاتبخش غافل مانده؛ در حالی که سرگذشت آنان را میداند که این اذکار را بر زبان آوردند و از ورطهی سختی رهایی یافتند.
۱. بلاهای زندگی و ذکر تسلیم
آنگاه که ترس، گرسنگی، و نقصان در مال و جان و ثمرات، انسان را در بر میگیرد، شگفتا از آنکه فراموش میکند بگوید:
﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ ( بقره/156 )
ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم.
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• مرگ و فقدان را با نگاه ایمانی معنا کنیم.
• به نوجوانان بیاموزیم که بازگشت به خدا، پایان نیست؛ آغاز آرامش است.
• این آیه را نه فقط در مراسم، بلکه در زندگی روزمره تکرار کنیم؛ تا تسلیم و توکل، ملکهی جان شود.
این آیه را در دلها حک کنیم، تا نسلی تربیت شود که در برابر غمها، با ایمان بایستد و بگوید:
«ما از آنِ خداییم، و به سوی او بازمیگردیم.»
در حالی که خداوند وعده داده:
﴿أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾ ( بقره /157)
«آنانند که درود و رحمت پروردگارشان بر ایشان است، و آنانند که راهیافتگاناند.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• صبر در مصیبت، نشانهی بلوغ ایمانی است.
• به نوجوانان بیاموزیم که خدا، پاداش صبر را با رحمت و هدایت میدهد.
• صلوات خدا، یعنی تأیید، محبت، و همراهی در مسیر زندگی.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که در برابر غمها،با ایمان بایستد و بداند: خدا با اوست، با رحمت، با هدایت، با سلام.
۲. تهدید دشمنان و ذکر توکل
آنگاه که مردم هشدار میدهند: دشمنان گرد آمدهاند، بترسید، شگفتا از آنکه غافل میشود از گفتن:
﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ﴾ (آلعمران، آیه ۱۷۳)
«خدا ما را بس است، و نیکو وکیل و تکیهگاه ماست.»
در حالی که خداوند فرموده:
﴿فَانْقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ﴾ (آلعمران، آیه 174)
«پس با نعمتی از جانب خدا و فضل او بازگشتند، در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسید.»
۳. بیم از مکر و ذکر تفویض
آنگاه که انسان بیم دارد در کاری فریب بخورد یا گرفتار نیرنگ شود، شگفتا از آنکه فراموش میکند بگوید:
﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾ (غافر،آیه ۴۴)
«و کار خود را به خدا واگذار میکنم؛ بیگمان خداوند به حال بندگان بیناست.»
در حالی که خداوند فرموده:
﴿فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا﴾(غافر،آیه 45)
«پس خدا او را از بدیهای آنچه مکر کردند، حفظ نمود.»
۴. غمهای درونی و ذکر استغفار
آنگاه که انسان، چون یونس نبی، در ظلمتِ درون و بیرون گرفتار شود، و گمان برد که راهی نیست، شگفتا از آنکه غافل میشود از نالهی نجاتبخش:
﴿لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ (انبیاء، آیه ۸۷)
«معبودی جز تو نیست؛ پاکیات را میستایم؛ بیگمان من از ستمکاران بودم.»
در حالی که خداوند فرموده:
﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ﴾ (انبیاء، آیه ۸۸)
«پس دعای او را پذیرفتیم، و او را از اندوه نجات دادیم؛ و اینچنین مؤمنان را نجات میدهیم.»
۵. میدان نبرد و ذکر استقامت
آنگاه که انسان در برابر دشمنان ایمان ایستاده، و نیازمند ثبات قدم و یاری الهی است، شگفتا از آنکه فراموش میکند بگوید:
﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾ (آلعمران، آیه 147)
«پروردگارا، گناهان ما و زیادهرویمان در کارها را ببخش، و گامهای ما را استوار بدار، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• تربیت یعنی آموزش توبه همراه با مسئولیتپذیری.
• به نوجوانان بیاموزیم که دعا فقط برای آرامش نیست؛ برای قدرت و حرکت هم هست.
• این آیه، الگویی کامل از تربیت ایمانیست: اعتراف، اصلاح، استقامت، و پیروزی.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که در برابر ضعفها، با ایمان بایستد و بگوید:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا... وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا...
در حالی که خداوند فرموده:
﴿فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ (آلعمران، آیه 148)
«پس خداوند پاداش دنیا و بهترین پاداش آخرت را به آنان عطا کرد، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• احسان، یعنی نیکی کردن حتی وقتی سخت است.
• به نوجوانان بیاموزیم که خدا، نیکوکاران را دوست دارد؛ نه فقط عبادتکنندگان، بلکه نیکرفتاران.
• پاداش خدا، هم دنیاییست، هم آخرتی؛ و محبت او، بالاتر از هر پاداشی.
این آیه را در دلها حک کنیم، تا نسلی تربیت شود که نیکی را انتخاب کند، و بداند: خدا نیکوکاران را دوست دارد.
این پنج ذکر، پنج چراغاند در ظلمت گرفتاری، پنج کلید گشایشاند در قفلهای بلا، و پنج زمزمهی نجاتاند برای دلهایی که به آسمان چشم دوختهاند، و در طوفان ابتلاء، به ساحل ایمان پناه آوردهاند.
وعدهای که هرگز نقض نمیشود
تأملی در شگفتیهای حسن بصری از غفلت انسان در شدائد
روایت کردهاند که حسن بصری رحمهالله فرمود:
«هر کس در ایام سختی، بر تلاوت این آیات مداومت ورزد، خداوند گرفتاریاش را برطرف میسازد؛ چرا که وعده داده، و در این آیات، حکمی جاری ساخته که برای گویندگان آن مقرر فرموده است؛ و حکم او هرگز باطل نمیشود، و وعدهاش هیچگاه خلاف نمیگردد.»
و در رسالهی ابن جوزی آمده است که حسن بصری این آیه را تلاوت کرد:
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ ﴿۱۳۷﴾ (اعراف، آیه 137)
«و وعدهی نیکوی پروردگارت بر بنیاسرائیل، به سبب صبرشان، تحقق یافت؛ و آنچه فرعون و قومش میساختند و میافراشتند، نابود کردیم.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• صبر، کلید تحقق وعدههای الهیست.
• به نوجوانان بیاموزیم که دستگاههای ظلم، هرچقدر هم بزرگ باشن، با ارادهی خدا فرو میریزند.
• وعدهی خدا، نیکوست؛ اما نیازمند ایمان و استقامت.
این آیه را در دلها حک کنیم، تا نسلی تربیت شود که در برابر ظلم، با صبر بایستد و بداند:
«وعدهی خدا، حتماً محقق میشود.
سپس با شگفتی گفت:
«عجب از کسی که پس از ایمان به این آیه، هنوز از سلطانی میهراسد یا از ستمگری پرهیز میکند! آگاه باشید، به خدا سوگند، اگر مردم هنگام ابتلاء، در برابر فرمان پروردگارشان صبر میورزیدند، خداوند بیدرنگ گرفتاریشان را میزدود؛ اما آنان از شمشیر ترسیدند، پس به ترس واگذار شدند.»
این سخن، نهتنها شرحی بر یک آیه، بلکه نقشهی راهیست برای تربیت دل در برابر طوفانهای زندگی.
در آن، پیوندی لطیف میان ایمان، صبر، و وعدهی الهی برقرار شده؛و هشدار داده شده که ترس از غیر خدا، انسان را از مدار توکل خارج میسازد و او را به اسارت خوف میکشاند.
این کلام، دعوتیست به بازگشت به ذکر، به صبر، و به اعتماد بر وعدهای که هرگز نقض نمیشود؛ و یادآوری آن است که در برابر شمشیر بلا، تنها سپر ایمان و صبر است که انسان را از سقوط در ورطهی ترس نجات میدهد.
شگفتیهای شیخ شقیری از غفلت انسان در تنگناها
چهار حیرت، چهار کلید نجات، چهار وعدهی الهی
شیخ محمد شقیری میفرماید:
شگفتا از آنکه امور زندگیاش دشوار گشته، اما از تقوای الهی غافل مانده؛ در حالی که خداوند سبحان فرموده است:
﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا﴾ (طلاق، آیه ۴)
و هر کس تقوا پیشه کند، خداوند راهی آسان برای کارهایش فراهم میسازد.
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• تقوا را بهعنوان سبک زندگی معرفی کنیم، نه فقط یک واژهی دینی.
• به نوجوانان بیاموزیم که انتخابهای درست، مسیر زندگی را هموار میکند.
• آسانی واقعی، نتیجهی ایمان و پرهیزگاری است، نه فقط برنامهریزی و تلاش.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که در پیچوخم زندگی،به جای اضطراب، تقوا را انتخاب کند؛و بداند:
«خدا راه را برای اهل تقوا آسان میکند.»
شگفتا از آنکه در تنگنای رزق، اندوه و گرفتاری فرو رفته، اما از فرمانبرداری ازخدا وپرهیز ازنواهی اوغافل است؛ در حالی که خداوند فرموده:
﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾ (طلاق / ۲ و ۳)
«و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی (از سختیها) قرار میدهد، و از جایی که گمان نمیبرد، روزیاش میدهد.»
بیاموزیم که:
• تقوا، فقط پرهیز از گناه نیست؛ بلکه حضور خدا در تصمیمها و رفتارهاست.
• اهل تقوا، در بحرانها نمیگریزند؛ بلکه به خدا پناه میبرند و از او راه میطلبند.
• رزق، فقط پول نیست؛ آرامش، محبت، فرصت، و حتی یک دوست خوب هم رزقاند.
شگفتا از آنکه به گناه آلوده شده، اما از استغفار و بازگشت به آستان رحمت الهی غافل مانده؛ در حالی که خداوند تعالی فرموده:
﴿اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا﴾ ( نوح / ۱۰ )
از پروردگارتان آمرزش بخواهید، که او بسیار آمرزنده است؛
﴿يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا﴾ ( نوح / ۱1 )
بارانهای پربرکت بر شما فرو میفرستد،
﴿وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا﴾ ( نوح / ۱۲)
و شما را با اموال و فرزندان یاری میدهد، و برایتان باغها و نهرها پدید میآورد.
شگفتا از آنکه در هر نیاز دینی یا دنیوی، چشم به خلق دوخته، اما از دعا و راز و نیاز با پروردگار غافل مانده؛ در حالی که خداوند فرموده:
﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾ ( غافر، آیه ۶۰)
«مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• دعا را بهعنوان گفتوگوی عاشقانه با خدا معرفی کنیم.
• به نوجوانان بیاموزیم که خدا، شنوا و پاسخگوست؛ نه دور، نه بیتفاوت.
• دعا را تمرین کنیم؛ نه فقط در سختی، بلکه در شادی، تصمیمگیری، و روزمرگی.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که در هر لحظه،با خدا حرف بزند و بداند: خدا جواب میدهد.
﴿إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ ( غافر، آیه 60)
«بیگمان کسانی که از عبادت من با تکبر رویگردانند، با خواری وارد دوزخ خواهند شد.»
در تربیت ایمانی، این آیه را بیاموزانیم:
• عبادت را بهعنوان افتخار و قدرت معرفی کنیم، نه وظیفهی سنگین.
• به نوجوانان بیاموزیم که تکبر، مانع ارتباط با خداست؛ و نتیجهاش سقوط است.
• عبادت را با عشق، فهم، و انتخاب آگاهانه آموزش دهیم؛ نه با اجبار و ترس.
این آیه را در دلها حک کنیم،تا نسلی تربیت شود که عبادت را افتخار بداند،و بداند:عبادت، مسیر عزت است؛و تکبر، راه خواری.
این کلمات،نهتنها بیان حیرتهای یک دلآگاه الهیست،بلکه نقشهی راهیست برای تربیت دل دربرابرتنگناهای زندگی.
در آن، چهار کلید نجات معرفی شده:
«تقـوا، اطـاعت،استغفـار، ودعـا؛»
و چهار وعدهی الهی به روشنی بیان شده:
«آسانی، گشایش، آمرزش، و اجابت.»
این سخن، دعوتیست به بازگشت به سرچشمههای یقین، و یادآوری آنکه در هر گرفتاری، راهی به سوی رحمت هست، اگر دل از غفلت برخیزد، و زبان به ذکر گشوده شود، وانسان، به جای تکیه بر اسباب، به صاحب اسباب پناه آورد.
شگفتی حسن بصری از سبکسری در برابر آیات صبر
تأملی در حیرت اهل معرفت از غفلت انسان نسبت به وعدههای الهی
در امتداد شگفتیهایی که اهل بصیرت از غفلت انسان در برابر آیات نورانی قرآن کریم ابراز کردهاند، موضعی دیگر از حیرت حسن بصری رحمهالله را بازمیخوانیم؛ در کتاب محاسن التأویل اثر قاسمی، و نیز در تفسیر الکشاف زمخشری آمده است: از حسن بصری نقل شده که گفت:
عن الحسن البصری: عجبت ممن خَفّ كيف خَفّ؟
در شگفتم از کسی که سبکسر (بی صبری وجزع وفزع) شد، چگونه سبکسر شد؟
و مقصود از «خَفَّ» آن است که انسان، در برابر سختیها، بیتابی کند، وقار و شکیباییاش را از دست بدهد، و از صف اهل صبر جدا شود.
این کلام، نهتنها بیان حیرت یک دلآگاه الهیست، بلکه تلنگریست به دلهایی که در طوفانهای زندگی، به جای پناه بردن به صبر، به اضطراب و جزع روی میآورند؛ دلهایی که وعدهی الهی را شنیدهاند، اما در لحظهی بلا، گویی آن را فراموش کردهاند.
در حالی که آیهی خداوند را شنیده بود:
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ ﴿۱۳۷﴾ (اعراف)
«و وعدهی نیکوی پروردگارت بر بنیاسرائیل، به سبب صبرشان، تحقق یافت؛ و آنچه فرعون و قومش میساختند و میافراشتند، نابود کردیم.»
آیهی مذکور، گواهی روشن است بر آنکه وعدهی نیکوی خداوند، تنها به صابران تحقق یافت؛ و نابودی فرعون و دستگاه ظلمش، نتیجهی استقامت بنیاسرائیل بود، نه بیتابی و ترس.
پس شگفتا از آنکه این حقیقت را شنیده، اما در برابر بلا، سبکسر و بیقرار میشود؛ گویی آیه را نشنیده، و وعدهی الهی را از یاد برده است.
این سخن، دعوتیست به بازگشت به صبر، به وقار، و به ایمان به وعدهای که در سختترین لحظات، تحقق مییابد؛ اگر انسان، به جای جزع، به یقین پناه برد، و به جای ترس، به توکل تکیه کند، آنگاه بلا، نه تهدید، بلکه پلی خواهد شد به سوی رحمت و رهایی.
وداع با خوف، آغوشی بهسوی گشایش وفرج
وِردی روزانه برای آرامش دل و گشایش راه ورفع مشکلات
ای یاران جان، بیایید با هم، خوف را بدرود گوییم و در جستوجوی گشایش، به آستان خدای غفور و رحیم پناه ببریم؛ به سوی او که درهای رحمتش گشوده است، و دلهای خسته و جانهای دردمند را به آرامش میخواند.
بیایید برای جانهای تشنه و دلهای پریشان، ذکری از آیات نورانی قرآن برگزینیم؛ ذکری که دستکم ده بار در روز، چون جرعهای از کوثر اطمینان، روانمان را سیراب سازد، و در هر صبح و شام، در هر لحظهی نیاز، چون نسیمی از ملکوت، بر جانمان بوزد.
اینک، أذکار و أورادی از کلام الهی، برای آنان که در پی آرامش هستند:
﴿رَبِّ إِنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾
پروردگارا! رنج به من رسیده، و تو مهربانترین مهربانانی.
﴿لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾
جز تو خدایی نیست، پاکی تو را، من از ستمکاران بودم.
﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ﴾
خدا ما را بس است، و نیکو وکیل و تکیهگاه ماست.
﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾
کارم را به خدا واگذار میکنم، که او بینای بندگان است.
﴿مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ﴾
آنچه خدا بخواهد، همان میشود؛ هیچ نیرویی جز به یاری او نیست.
این اذکار، تنها زمزمههایی برای تسلای دل نیستند، بلکه کلیدهایی، برای گشودن درهای بسته،هستند و نردبانی برای صعود از خوف به فرج وگشایش، از اضطراب به اطمینان، و از ضعف به قدرتی که از آنِ خداست.
بیایید این ورد را نهتنها با زبان، که با دل تکرار کنیم؛ تا هر آه، به آیهای بدل شود، و هر اشک، به اجابتی نزدیک گردد.
﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾
پروردگارا! گناهان ما را ببخش، و از زیادهرویمان درگذر، گامهایمان را استوار ساز، و ما را بر قوم کافر پیروز گردان.

نظرات